انجمن ها

سوال بپرسید, جواب بگیرید و با
انجمن های ما در سرتاسر دنیا در ارتباط باشید.

  • معلمی کاری دشوار است

    نوشته شده توسط Nargesalavi در 17 دسامبر 2020 در 22:55

    در دو دهه اخیر، بهره گیری از فن آوری های پیشرفته تصویربرداری عصبی، اطلاعات پژوهشگران را درباره کارکرد مغز چند برابرکرده است و امکان فوق العاده ای برای شناخت مغز در هنگام فعالیت به وجود آورده است.
    یافته های علوم اعصاب، بازنگری درمفاهیم از پیش تعریف شده عناصر برنامه درسی را برای معلمان یک الزام می کند. اکنون اطلاعات زیادی در مورد چگونگی یادگیری مغز و عوامل دخیل در آن وجود دارد، لذا عاقلانه نیست برای بهینه سازی مدیریت فضای آموزشی وخلق محیط تربیتی موثر از ان ها استفاده نشود. تلخابی (۱۳۹۸ ) درنقد غفلت از کاربردی کردن دانش علوم اعصاب در حوزه تربیت می گوید: چگونه نظام تربیتی ما، فعالیت های آموزشی در کلاس های ما، می تواندسیستم شناختی کودکان نرمال را دچار بد کارکردی کند که حاصل این کار ناتوانی یک ملت درحل مسائلش و بروز مشکلات جدید در زندگی اجتماعیش را ایجاد نماید. او هشدار می دهد موضوع آسیب دیدگی کودکان عادی در مدرسه و تعلیم وتربیت را چه کسی قرار است مطالعه کند ؟
    بنظر می رسد اولین گام در ایجاد تحول در نظام آموزشی تغییر ساختار ذهنی مربیان برای بهبود پیامدهای یادگیری می باشد. پیش فرض دانش ذهن، مغز، تربیت اینست که مسائل تربیت پیچیده هستند و بنابراین نیازمند پاسخ های فرارشته ای می باشند. به تعبیر تاکوهاما -اسپینوزا، این قلمرو جدید با رویکرد بین رشته ای در یافتن راه حل ها از علوم اعصاب و روان شناسی کمک می گیرد تا به یادگیرندگان امکان دهد توان بالقوه خود را در مدرسه ومحیط یادگیری غیر رسمی افزایش دهند. رویکرد فرا رشته ای مطرح شده در مغز، ذهن ،تربیت احتمال موفقیت بیشتری نسبت به روش های تدریسی دارد که فقط متکی به یک رشته هستند. فیشر و همکاران (۲۰۰۷) می گویند: اولین هدف ظهور علم ذهن، مغز، تربیت ایجاد ارتباط بین زیست‌ شناسی، علوم شناختی، رشد و علوم تربیتی است تا بتوان زمینه ژرف تربیتی در پژوهش خلق کرد وامیدوارانه انتظار توانایی تدریس موثرتر وکارامدتر داشت. ما مربیان (والدین ،معلمان ،رسانه )برای یادگیری چه چیزی جز مغز در اختیار داریم؟ “مغز که مسئول تمام یادگیری های ماست‌ عضو ساده ای نیست، بنابراین مواجهه با یادگیری – یاددهی نمی تواند ساده باشد”. درهرصورت همه مربیان می توانند با دانشی که هم اکنون در دسترس آنهاست، دانشمند ذهن، مغز، تربیت شوند، نه به این علت که به شکل رسمی آموزش دیده اند، بلکه به علت تجربه و فعالیت دقیق خود در کلاس درس.
    آیا برای تسلط برکارکرد بهینه هر پدیده ای جز اگاهی بر ماهیت و شناخت مکانیزم آن راه چاره دیگری وجود دارد؟ لسلی هارت می گوید: طراحی تجارب تربیتی بدون دانش درباره مغز مثل این است که دستکشی را بدون داشتن دانش درباره دست، طراحی کنیم یا طراحی یک اتوموبیل بدون داشتن دانش درباره موتور یا ساخت آسیاب بادی بدون دانش درباره باد؟ معلمی کار دشواری است،”اگر تدریس آسان بود، ما تا این اندازه درکلاس های خود با چالش روبرو نبودیم ودر تعلیم وتربیت بحران جهانی نداشتیم “.
    📌معلم خوب
    📌دانش آموز خوب
    📌کتاب ذهن، یادگیری وآموزش نوشته ی تریسی تاکوهاما- اسپینوزا ،ترجمه محمود تلخابی وهمکاران

    Nargesalavi پاسخ داد 5 سال، 8 ماه پیش 1 عضو · 0 پاسخ ها
  • 0 پاسخ ها

با عرض پوزش، هیچ پاسخی یافت نشد.

برای پاسخ دادن وارد سایت شوید.