الهام فخرایی
پاسخ های انجمن ایجاد شده است
-
و همینطور که از فهرست برمیاد، جای بخش زیادی از این مهارت ها در آموزش ها خالیه
این فهرست رو هم مجموعه افروز قبلا منتشر کرده بود:
۱- دانشآموزان را کنترل نمیکنند.
۲- یاد میدهند و از دانشآموزان یاد میگیرند.
۳- همهچیزدان و علامه دهر نیستند.
۴- از بیان اینکه جواب سؤالی را نمیدانند، هراسی ندارند.
۵- به روشهای قدیمی و آزمودهشده نمیچسبند.
۶- به کتاب درسی بسنده نمیکنند؛ از کتاب شروع میکنند و از آن فراتر میروند.
۷- به دانشآموزان به عنوان شرکای آموزشی نگاه میکنند.
۸- به جای سخنرانی دانشآموزان را با موضوع درس درگیر میکنند.
۹- به دنبال «دانشآموز ایدهآل» و حرفگوشکن نیستند.
۱۰- برای هر دانشآموز شیوهای منحصربهفرد دارند.
۱۱- از برچسبهایی مثل زرنگها، باهوشها، تنبلها، درسنخوانها فراریاند.
۱۲- بچهها را با هم مقایسه نمیکنند.
۱۳- فکرها، ابتکارها و آرزوهای دانشآموزانش را به رسمیت میشناسد.
۱۴- آسانیاب و در دسترساند؛ بچهها به راحتی میتوانند به آنها نزدیک شوند، با آنها دوست شوند و صحبت کنند.
۱۵- نسبت به شناختن دانشآموزانشان مشتاقند.
۱۶- فرآیند یادگیری را ساده میکنند و از پیچیده جلوه دادن موضوعات پرهیز میکنند.
۱۷- کلاس را کنترل نمیکنند، اداره میکنند.کدام موارد رو می تونیم شخصا پیاده کنیم و نه تنها معطل تایید و تشویق بیرونی و رسمی نباشیم، بلکه تایید رو از تاثیری که میگذاریم، دریافت کنیم؟
#گفتگوی_هفتگی
#معلم_شایسته -
سلام، به نظرم واژه علت العلل را برای پدیده های اجتماعی و انسانی به کار بردن، یک خطای شناختی است.
-
به نظرم همراه کردن همزمان والدین و بچه ها در این گفتگو یکی از نقاط قوت ماجراست
-
به نظرم تیستو سبزانگشتی، کتاب شازده کوچولو از سنت اگزوپری و همینطور “جاناتان مرغ دریایی” از ریچارد باخ با هم یک سه گانه کودک/ فرزانه را تشکیل می دهند. از یک طرف شخصیت اصلی هر سه کتاب کودکی است که تر و تازه و متفاوت فکر می کند و از طرف دیگر هر سه شبیه یک فرزانه خردمند به نظر می رسند.
-
یادگیری جمعی و تاکید بر تفکر جمعی یکی از بهترین راهکارهای کاهنده رقابت منفی هست که توی این تجربه کاملا نشون داده شده
-
ممنونم از طرح موضوع جالبی که داشتید، مهمترین چالشی که برای اجرای این روش تجربه کردید، چه بوده و آیا برای اجرای این روش حتما نیاز به دریافت آموزش فبک داریم؟
-
چه پیشنهادی برای بهبود این شرایط دارید یا چه تجربه مثبتی که موفق شدید این ارتباط رو برقرار و تقویت کنید؟
-
کاملا موافقم، مثلث دانش آموز، معلم و والدین شکل ایده آل تعامل در یادگیری و آموزش است که متاسفانه اغلب اوقات یکی از ضلع ها یا غایب است و یا اینکه مهم تلقی نمی شود.
-
سلام، هر بار که شرایط ما تغییر می کنه، قراره با کلی تجربه های جدید روبرو بشیم و خب این می تونه ما رو نگران کنه، اما نکته مهم اینجاست که هر بار از دایره امن و تجربه های آزموده خارج میشیم، فرصت های تازه ای هم برامون پیش میاد و کلی راه حل و حل مساله تازه و این ما رو قوی تر می کنه.
به نظرم فیزیک رو اگه با زندگی روزمره بچه ها پیوند بزنیم، به نحوی که با فیزیک برخی مشکلات روزمره بچه ها یا خانواده رو بشه حل کرد یا از نزدیک مشاهده کرد و از اونها بخواهیم که مساله ها و مفاهیم رو در تجربه های شخصی ادغام و حل کنند، میشه تا حد زیادی پویایی رو در کلاس برقرار کرد.
-
فارغ از اینکه چرا معلم ها از کانال های مختلف و با شیوه های متفاوتی جذب می شوند، اگر به معیارهای سانتراک مراجعه کنیم، آیا دانش و نگرش حرفه ای لازم منوط به ورود از کانال به خصوصی است؟!
-
خواهش می کنم، بله با توجه به اینکه شخصیت های کتاب، حیوان هستند می تونید برای پیش دبستان و دوره اول دبستان استفاده کنید. کتاب می تونه حتی در برنامه آشنایی با کتابخونه و مشاغل برای بچه های پیش دبستان و تور بازدید از کتابخونه و عضویت استفاده بشه
-
چه جالب
در فلسفه و فلسفه دین به طور خاص مباحث مفصلی درباره ایمان گرایی مطرح شده که درواقع روی پذیرش قلبی تاکید می کنه
اما بهرحال افراد زیادی هم هستند که جویای منطق و دلیل هستند و شاید مهمترین علتش این باشه که پذیرش بدون استدلال خیلی وقت ها می تونه گمراه کننده باشه
و البته اینجا باید دید معلم چطور و چه روشی رو به کار بگیره تا دانش آموز بیشتر با کلاس و محتوای درس درگیر بشه که به نظرم نه فقط در این مبحث، در خیلی موضوعات درسی دیگه هم یک چالش، اساسی محسوب میشه
engeged یا involved کردن؛ در این مثال، شاگرد با وجود خدا مخالف نیست، بلکه نیازی نمی بینه که معلم براش اثبات کنه…، بنابنابراین گوش نمی کنه
خب شاید بهتر باشه معلم نمونه های متناقض و متنوعی رو معرفی کنه یا بچه ها رو به گروه های مختلف تقسیم کنه و از اونها بخواد هر دو ایده رو بررسی کنند؛ خدای استدلالی ها و خدای ایمان گراها
-
می دونم که شما در این مورد تجربه جالبی دارید، ممنون میشم که اینجا بازگو کنید و توضیح بدید که چطور همزمان هم ارزیابی کنیم و هم همدلی؟
-
موافقم و در ادامه نکته ای که شما عنوان کردید، فکر می کنم حتی جایی که مطمئن هستیم، انتقادی (هر چند برای نقد هم باید ظرفیت سازی کنیم، چه شنیدنش و چه انجام دادنش درباره دیگران) در کار نیست هم باز در گوش دادن ضعف داریم.

